![]() |
![]() |
|
|
زمامدار همچون رودخانهي پنهاوري است كه رودهاي كوچك از آن جاري ميشود، پس اگر آب آن رودخانهي پهناور گوارا باشد آب درون رودهاي كوچك گوارا و اگر شور باشد آب درون آنها شور و همه را به فنا و نيستي ميرساند. ملاي رومي ميفرمايد:
با مروري در تاريخ و سيري در تحولات حكومتي مشاهده ميشود كه چگونه مردمان در زير سايهي حكومتي صالح به صلاح گرايش يافتهاند و چگونه در زير سايهي حكومتي فاسد ميل به فساد فزوني يافته و با تغيير قدرت و حكومت زمانه و همه چيز تغيير مييابد. در حاكميت ستم ميدان عمل براي نيكان بسته و حرمتها شكسته و بدكاران از هر قيدي رسته و راستكرداران به خواري نشستهاند. چنانچه زمامداران خودسر و حاكمان خيرهسر رشتهي امور را به دست گيرند شايستگاه را خوار و بيمقداران را فرا ميكشند و دست به تباهي ميزنند كه در اين صورت موانعي بلند فرا راه كمال آدميان ايجاد ميشود و اين سنت خودسران و مستبدان است. عدالت بهترين وسيله است تا بتوان مردمان را از آلودگيها پالود و به راستي و درستي سير داد. انسان گرسنه اسير است و گرفتار. مانعي بزرگ كه نميگذارد بسياري از حقايق را آن سان كه بايد دريابد. خدايا به نان ما بركت عنايت فرما و ميان ما و نان جدايي ميفكن زيرا اگر نان نباشد نه نمازگزاريم و نه روزه داريم و نه واجبات الهي را ادا كنيم. همچنان كه حضرت علي(ع) ميفرمايد هر كسي دچار فقر شود به چهار خصلت گرفتار شود. ضعف در يقين، نقصان در عقل، سستي در دين و كمحيايي در چهره. پس به خدا پناه ميبرم از فقر . انسان موجودي است كه خداي تبارك و تعالي او را خلق كرده است براي اين كه همهي جهاتي كه در عالم هست، در انسان هست. منتها به طور قوه است. به طور استعداد است و اين استعدادهاي بايد فعليت پيدا كند. تمام انبيا موضوع بحثشان، موضوع تربيتشان و موضوع علمشان انسان است. آمدهاند انسان را تربيت كنند. آمدهاند اين موجود طبيعي را از مرتبهي طبيعت به مرتبهي مافوقالطبيعه برسانند. بهترين راه تربيت كه مبتني بر شناخت حقيقت انسان و همهي نيازها و وجوه اوست راه وحي است، راه سنت الهي است. در فرد انسان عقل حكومت كند نه خواست نفس و نه غلبهي عاطفه و احساس. همهي سركشيها، ستمها و تباهيها به خاطر تمتع دنيايي است. علت همهي آنها بهرههاي دنيايي است و حضرت علي ميفرمايد (در خواري دنيا نزد خدا همين بس كه جز در دنيا نافرماني او نكنند). آن كه پذيراي تربيت و هدايت شود خود انسان است و مادام كه انسان نخواهد از اسارت آزاد شود و بخواهد در غفلت بماند موعظه و نصيحت او را از غفلت خارج نميكند. انسان آزاده دل از دنيا ميبُرد و به حق رو ميكند و راه كمال را به درستي طي ميكند اما آنكه همه چيز را در خدمت خويش ميخواهد آنكه خود راعالم مستقل ميبيند و به حقيقت پشت ميكند جاي در جامعهي امروزي نخواهد داشت در حقيقت همانند يك آينهي يكقطبي است كه فقط خود را ميبيند. خدا رحمت كند انساني را كه بينديشد و پند گيرد و بپذيرد كه تنها او عقل كل نيست. پيامبران مردمان را دعوت ميكردند كه از حكومتهاي استبداد و عرف و عادت و سنتهاي غلط اجتماعي خارج شوند و خود را از اسارت تبعيتهاي كوركورانه برهانند و آنچه را كه حق هست بپذيرند. گاهي نيك بودن، صالح زيستن و عدالت پيشه كردن زشت شمرده ميشود و بد بودن فاسد زيستن و ستم پيشه كردن مطلوب جامعه و مورد تأييد همگان ميشود. چنين روابطي و اين گونه جابهجايي ارزشها سد راه كمال و شكوفايي حقيقت انسانهاست. |
||||||||||||
|
+ نوشته شده در
شنبه هجدهم فروردین 1386ساعت 23:57 توسط نانوپرداز |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
هفته سوم فروردین 1386 هفته دوم آذر 1385 هفته اوّل آذر 1385 |
| پیوندها |
|
آرشیو عکسهای ورزشی دفتر اشعار مقالات |
|
RSS
|
Welcome To Java Script Code
Codes