تبليغاتX
اقبال دهزنی -

زمامدار هم‌چون رودخانه‌ي پنهاوري است كه رودهاي كوچك از آن جاري مي‌شود، پس اگر آب آن رودخانه‌ي پهناور گوارا باشد آب درون رودهاي كوچك گوارا و اگر شور باشد آب درون آن‌ها شور و همه را به فنا و نيستي مي‌رساند.

ملاي رومي مي‌فرمايد:

خوي شاهان در رعيت جا كند

 

چرخ اخضر خاك را خضرا كند

شه چو حوضي دان چشم چون لوله‌ها

 

آب از لوله رود در كوله‌ها

چون كه آب جمله از حوضي است پاك

 

هر يكي آبي دهد خوش ذوقناك

ور در آن حوض آب شور است و پليد

 

هر يكي لوله همان آرد پديد

با مروري در تاريخ و سيري در تحولات حكومتي مشاهده مي‌شود كه چگونه مردمان در زير سايه‌ي حكومتي صالح به صلاح گرايش يافته‌اند و چگونه در زير سايه‌ي حكومتي فاسد ميل به فساد فزوني يافته و با تغيير قدرت و حكومت زمانه و همه چيز تغيير مي‌يابد. در حاكميت ستم ميدان عمل براي نيكان بسته و حرمت‌ها شكسته و بدكاران از هر قيدي رسته و راستكرداران به خواري نشسته‌اند.

چنان‌چه زمامداران خودسر و حاكمان خيره‌سر رشته‌ي امور را به دست گيرند شايستگاه را خوار و بي‌مقداران را فرا مي‌كشند و دست به تباهي مي‌زنند كه در اين صورت موانعي بلند فرا راه كمال آدميان ايجاد مي‌شود و اين سنت خودسران و مستبدان است.

عدالت بهترين وسيله است تا بتوان مردمان را از آلودگي‌ها پالود و به راستي و درستي سير داد.

انسان گرسنه اسير است و گرفتار. مانعي بزرگ كه نمي‌گذارد بسياري از حقايق را آن سان كه بايد دريابد.

خدايا به نان ما بركت عنايت فرما و ميان ما و نان جدايي ميفكن زيرا اگر نان نباشد نه نمازگزاريم و نه روزه داريم و نه واجبات الهي را ادا كنيم.

هم‌چنان كه حضرت علي(ع) مي‌فرمايد هر كسي دچار فقر شود به چهار خصلت گرفتار شود. ضعف در يقين، نقصان در عقل، سستي در دين و كم‌حيايي در چهره. پس به خدا پناه مي‌برم از فقر .

انسان موجودي است كه خداي تبارك و تعالي او را خلق كرده است براي اين كه همه‌ي جهاتي كه در عالم هست، در انسان هست. منتها به طور قوه است. به طور استعداد است و اين استعدادهاي بايد فعليت پيدا كند.

تمام انبيا موضوع بحثشان، موضوع تربيت‌شان و موضوع علم‌شان انسان است. آمده‌اند انسان را تربيت كنند. آمده‌اند اين موجود طبيعي را از مرتبه‌ي طبيعت به مرتبه‌ي مافوق‌الطبيعه برسانند.

بهترين راه تربيت كه مبتني بر شناخت حقيقت انسان و همه‌ي نيازها و وجوه اوست راه وحي است، راه سنت الهي است.

در فرد انسان عقل حكومت كند نه خواست نفس و نه غلبه‌ي عاطفه و احساس. همه‌ي سركشي‌ها، ستم‌ها و تباهي‌ها به خاطر تمتع دنيايي است. علت همه‌ي آن‌ها بهره‌هاي دنيايي است و حضرت علي مي‌فرمايد (در خواري دنيا نزد خدا همين بس كه جز در دنيا نافرماني او نكنند).

آن كه پذيراي تربيت و هدايت شود خود انسان است و مادام كه انسان نخواهد از اسارت آزاد شود و بخواهد در غفلت بماند موعظه و نصيحت او را از غفلت خارج نمي‌كند.

انسان آزاده دل از دنيا مي‌بُرد و به حق رو مي‌كند و راه كمال را به درستي طي مي‌كند اما آن‌كه همه چيز را در خدمت خويش مي‌خواهد آن‌كه خود راعالم مستقل مي‌بيند و به حقيقت پشت مي‌كند جاي در جامعه‌ي امروزي نخواهد داشت در حقيقت همانند يك آينه‌ي يك‌قطبي است كه فقط خود را مي‌بيند.

خدا رحمت كند انساني را كه بينديشد و پند گيرد و بپذيرد كه تنها او عقل كل نيست. پيامبران مردمان را دعوت مي‌كردند كه از حكومت‌هاي استبداد و عرف و عادت و سنت‌هاي غلط اجتماعي خارج شوند و خود را از اسارت تبعيت‌هاي كوركورانه برهانند و آن‌چه را كه حق هست بپذيرند.

گاهي نيك بودن، صالح زيستن و عدالت پيشه كردن زشت شمرده مي‌شود و بد بودن فاسد زيستن و ستم پيشه كردن مطلوب جامعه و مورد تأييد همگان مي‌شود. چنين روابطي و اين گونه جابه‌جايي ارزش‌ها سد راه كمال و شكوفايي حقيقت انسان‌هاست.

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم فروردین 1386ساعت 23:57  توسط نانوپرداز | 
 
JavaScript

دوست داشتنی بهترين را عرضه مي کند

Welcome To Java Script Code

www.sonycard20.com

Codes